تنها یک تنها میداند که تنهایی تنها درد یک تنها نیست

این دل را که میبینی
نمیدوانم چرا با خیلی از"تو"همدردی میکند
اما این"تو"ها هیچکدام "تو"نمی شوند
چِـه کلمـِـه مََََََََََظلــومــي استــــ
" قِســمَت "
تَمــــام ِ تَقصــیرهـــاي مــا را بـِـه عُهــده مــی گیـــرَد
من به هیچ دردی نمی خـــــــــــورم
ایـــــــن درد ها هستنــــــــد
که چپ و راستـــــ به من می خورند...

یـــــــــــــادگـ ـ ـاری دو نفـــ ـرگـ ـ ـی هایمـ ـان
همیـ ـ ـن کـ ـابـ ـوس هـ ـای شبـ ـانـ ـه اسـت.

چه با حاله
این حالته آشتیش هست که تخت بصورت لبخند درومده و قلبه صورتیه کامله!
نمونه قهرش هم تو ادامه مطلب هست....

روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند...
و نمره ی من،
باز می شود صفر...
هنوز...
نبودنت را یاد نگرفته ام...
مـن
از ترس فردای بی تـــو بودن
همه ثانیه ها را به سکوتـــ واداشتم،
شاید که تــو در همان دیروز مــن باقی بمانی "
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن
چون به قلب همدیگه زخم زدن
نمیتونن دشمن همدیگه باشن
چون زمانی عاشق بودن
تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن!!!!

گاهـ ـ ـی عکسـ ـ ـی را می سـ ـ ـوزانیـ ـم
گاه عکسـ ـ ـی مـ ـا را مـ ـی سـ ـوزانـ ـد
گاهی با دیـ ـدن یک عکـ ـس ساعت ها گـ ـریـ ـه می کنیـ ـم
گاه سالهـ ـا با یـ ـک عکس زندگـ ـی می کنیـ ـم..!

دلم تنگ است . . .
دلم برای خودم ؛
برای خود خودم تنگ است !
دلم گریه می خواهد . .
گریه !
و
فریاد بزنم خدایا من اینجا بسی دلم تنگ است ! ! !
دلم می خواهد گوشه ای
نه نه
گوشه نه
بیابانی خلوت باشد من باشم وخودم !
خودم باشم ومن
سرم را روی زانوی تنهاییم بگذارم
و
زار زار گریه کنم !

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار مهر لباتو رو تن و ، روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من ... 
زندگی بازی شطرنجی است.
کاش بلد بودم باخت رو بپذیرم.
کاش بپذیرم آنچه در سرنوشتم نبوده و نیست
کاش عادت کنم به نبودن ها
کاش یاد بگیرم حسرت نخورم
کاش.....


ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
حافظ

اینم یکجور زن ذلیلیه دیگه
همون عشق و تفاهم و این حرفا!اینجوری ایستاده تا خانم استراحت کنه و بشینه ...خدا نصیب کنه از این شوهرا
ههههههههههههههه

حالا طرف یه تعارف زده تا یکجایی تورو برسونه!بز جون!
تو که دیگه نباید زودی به تنگی پشتش که!
عجب بز پرویی

(د):داشتن تو،حتی برای لحظه ای
به تمام عمر بی کسی ام می ارزد.
داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند.
(و):وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم
که به روح ساکن من حیات می بخشد.
(س):سر سپرده ی برق نگاه توام
لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی.
(ت):تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی
روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم.
(ت):تپش های قلبم در گرو عشق توست
که در رگهای زندگیم جاریست.
(د):دوری از تو را باور ندارم،حتی در رویا
که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام.
(ا):آرام دل بیقرار و عاشقم
در چشمان روشن تو موج می زند
وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری.
(ر):راز مرگ دلتنگی هایم
روزیست که دستان گرم تو
پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد.
(م):مهتاب می سوزد،تا ابد در آتش عشقت
که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی.